بعد از اینکه مطلب «عزاداری» رو نوشتم و با استقبال نسبتا خوبی روبرو شد یکی از دوستای خوبم به نام سید ایلیا برام کامنتی گذاشت و در مورد قسمتهایی از حرفای من ایراداتی گرفت که البته به جا و متین بود. این دوست خوبم گفته بود که هر کسی به نسبت خاصی از این حادثه چیزایی میفهمه و به همون اندازه هم عزاداری میکنه که کاملا درسته. همچنین گفته بود که حتی عزاداری ظاهری وسطحی هم به جای خودش محترمه. البته این دقیقا حرفایی نبود که گفته بود بلکه مضمون حرفاش این بود و مطالبی از این دست.
حالا من هم میخوام به این شبهاتی که پیش اومده در حد توانم جواب بدم. اولش هم گفتم که کل نظرات خیلی متین و قابل اعتنا بودن. فقط باید به چند تا نکته اشاره داشته باشم.
در اینکه عزاداری باید برگزار بشه و هر کسی هم به قدر ادراک خودش از اون بهره ببره هیچ شکی نیست. ولی حرف من چیز دیگه ای بود. من میگم مگه نباید سطح ادراکات ما از این واقعه عظیم بیشتر بشه؟ آیا اینکه ما با معرفت کامل به عزاداری سیدالشهدا بپردازیم چیز خیلی غیر معمولیه؟ درسته که هر کس سطح فهم و ادراک مخصوص به خودش رو داره ولی واقعا تا کی ما باید حرفای تکراری بشنویم و عزاداریمون فقط به چیزای سطحی محدود بشه؟ اینکه ما گریه کنیم برای چشمای سیاه علی اکبر و قد و قامت رعنای حضرت ابالفضل العباس بد نیست ولی بهتر اینه که واقعیتهایی رو هم بدونیم تا فقط یه گریه سطحی و احساسی صرف نداشته باشیم. در مجلس عزای امام حسین(ع) حتی گریه ظاهری یا به اصطلاح تباکی که همون تظاهر به گریه کردنه هم اجر خودشو داره ولی عمق این حادثه بزرگ به حدیه که اگه ما با اون آشنا بشیم دیگه کمتر کسی تظاهر به گریه میکنه چون اگه بدونه واقعا دیگه نمیتونه جلوی سیل اشکشو بگیره. من باز هم با اینا مشکل چندانی ندارم. نه اینکه مشکل ندارم ولی خب تا حدی قابل اغماضه. من تو اون مطلب بیشتر رو یه جنبه خیلی بد عزاداریهای امروزی تکیه داشتم و اون هم ریاکاریه. نه در شان شیعه و نه در شان امام حسین(ع) و اون یاران پاک و دلسوزشه که ما بخوایم با اعمال پر از تظاهر و ریا به عزاداریشون بپردازیم. شان و رتبه امام حسین(ع) و خاندان و اصحابش خیلی بالاتر از اینه که ما به خاطر ریاکاری و برای اینکه خودمونو تو دل یه عده آدم جا کنیم بیایم و ندونسته و فقط برای ریا در مجالس عزاداری شرکت کنیم و از فردای روز عاشورا بازم بشیم همون آدمای گناهکار که یادمون رفته که دیروز دیشب برای چه انسانهای والایی داشتیم گریه و ندبه میکردیم. دوست عزیزم، سید اولاد پیغمبر، و همه کسانی که فکر میکنین من تو مطلبم به شکل صرف عزاداری ایراد گرفتم، به خدا قسم که من هم مثل شما و بقیه اعتقاد قلبی دارم که همین عزاداری برای سیدالشهداس که امروز یه نمه هایی از اسلام رو تو دلهای سنگی ما بیدار نگه داشته ولی خودتونم خوب میدونین که هر کاری که آغشته و بهتر بگم آلوده به ریا بشه دیگه هیچ ارزش معنوی نداره. احسانی که آلوده به ریا بشه هیچ ارزشی نداره. نمازی که به خاطر ریا و فریب مردم باشه چون به خاطر خدا نیست از درجه اعتبار ساقط میشه. عزاداری هم مثل اونا، اگه به خاطر این باشه که یه آدم یا یه عده آدم از ما خوششون بیاد که دیگه برا امام حسین نیست. پس دیگه چه ارزشی میتونه داشته باشه. تنها کاری که این جور عزاداری میکنه(مثل بعضی از مجالسی که واقعا باعث سرافکندگی شیعه میشن) اینه که از مریدان و رهروان راستین اهل بیت عصمت و طهارت هم یه چهره کریه و بد ارائه میکنه تا دنیا بگن که این آدما یه عده آدم وحشی بی تمدن هستن که حتی به خودشون هم رحم نمیکنن. درسته که اقوال اونا هیچ ارزشی نداره ولی خب ما که در خلاء زندگی نمیکنیم. انسانه با کلی تعامل اجتماعی.
بله دوستان عزیز، عزاداری به هر شکلی نیکو و پسندیده اس. ولی به شرطی که ریا ازش حذف بشه. امیدوارم اینبار هم با نظرات خودتون راهنمای بنده باشین.
یا حق



