تبليغاتX
دین برتر


میخوام در مورد مسئله ای صحبت کنم که مسئله امروز ماست. مسئله عزاداری برای سالار شهیدان، امام حسین(ع)، که امروز متاسفانه به جاهای باریک کشیده. امروزه ما تو عزاداریهامون به تنها چیزی که توجه نمیکنیم درسهای کربلا و عاشوراست. ما امروز بیشتر به ظواهر این مکتب بزرگ بیشتر توجه میکنیم تا به ریشه اصلی این قیام بزرگ. امروز مداحی های ما پر شده از مدح ظاهری، یعنی پرداختن به قد و قامت امام و حضرت عباس و چشم و ابروی مشکی و .... ولی آیا هدف امام حسین از قیامش شناسوندن این مسائل ظاهریه؟ بیاین خودمونو یه لحظه ببریم به کربلا. چی میبینیم؟ در نظر اول چیزی که به نظر همه ما میاد مصائب و سختیهاییه که بر خاندان این امام همام وارد شد. ما خودمون اگه یه لحظه با یه مشکل کوچیک روبرو بشیم دنیا رو تموم شده میدونیم و زانوی غم بغل میگیریم و طوری رفتار میکنیم که انگار دیگه هیچ راهی برای ادامه زندگی وجود نداره. امام حسین(ع) در صحرای کربلا یه واقعیت رو به همه نشون داد به شرطی که بتونیم ببینیمش. هدف امام از قیام این نبود که ما امروز خودمونو بزنیم و ادعا کنیم که داریم عزاداری میکنیم. حتما دیدین صحنه های وحشتناکی رو که تو بعضی از این به اصطلاح عزاداریهامون خلق میشه. بستن تیغ به زنجیر و خونین و مالین کردن و قمه زدن و از این جور کارا که تنها استفاده اون برای دشمنان شیعه و اوناییه که میخوان ما رو بدنام کنن. تصویری که این عزاداری از شیعه نشون میده واقعا یه تصویر وحشتناکه که دشمنا با سوء استفاده از اون میگن اینا که با خودشون اینجوری تا میکنن به ما که برسن دیگه معلومه چیکار میکنن. آخه کجا گفته شده که ما باید برای عزاداری بزنیم خودمونو شل و پل کنیم؟ من که با نفس عزاداری مخالف نیستم. بلکه میگم هر کاری یه اصولی داره. به جای این کارا بیایم ببینیم اصلا امام حسین(ع) چرا قیام کرد؟ چرا بیعت با یزید رو قبول نکرد و همه خانواده و اطرافیانشو فدای این هدف کرد؟ اگه از ما بپرسن تو دنیا چی برامون از همه مهمتره حتما جواب میدیم که خانواده و اطرافیانمون. در حقیقت اینا دنیای کوچیک ما رو تشکیل میدن. پس چی شد که امام حسین همه این دنیا رو دو دستی فدا کرد؟ آیا دلیلش این بود که تو همچین روزایی ما بیایم و با زخمی کردن خودمون بگیم که ما پیروان اون امام هستیم؟ ولله نه. مگه خود امام حسین نگفت که من برای احیای دین جدم رسول الله(ص) قیام کردم؟ چرا؟ مگه چه بلایی داشت سر دین میومد؟ غیر از این بود که یه آدم فاسد فاسق زمام امور رو بدست گرفته بود و شده بود به اصطلاح امیرالمومنین؟ همونی که تو شراب غوطه ور بود و خودشو امیر امت اسلامی میدونست که پیامبر به ودیعه گذاشته بود؟ از اون رد شدیم و رسیدیم به واقعا کربلا و روز عاشورا. روزی که سراسرش پر بود از مصیبت و بلا. سوال بالا رو که مطرح کردم واسه این بود که ما اگه یه بلای کوچیک سرمون بیاد دنیا رو سرمون خراب میشه. ولی حضرت زینب(س) بعد از اون واقعه اسفناک حتما شنیدین که چی گفت. گفت: ما رأیتُ الّا جَمیلا(هیچ چیزی غیر از زیبایی ندیدم). ما کجاییم؟ بعد از اینکه برادرش و همه خانواده خودشو از دست داده میگه زیبایی دیدم. اینه درس عاشورا. نه چشم و ابروی سیاه دلبر و.... عزاداری واقعی از دیدگاه من عبارته از یه مداح باسواد که با مطالعه به تمام زوایای این قیام بزرگ پی برده و با کلامی شیوا و دلنشین اونو به مردم ارائه میده و مردمی که با شنیدن این واقعیت برای بزرگی این قیام و پدید آورنده اون گریه میکنن اونم خیلی متین نه مردمی که به خاطر سوار شدن حضرت عباس به اسبش بدون اینکه بدونن بعدش چه اتفاقی میفته بزنن زیر گریه اونم چه گریه ای. یه گریه همراه با خود زنی و ادا و اصولی که قابل وصف نیست. باور کنید با چشمای خودم دیدم تو هیئتی یه عده از این جوونای مثلا عاشق پیراهنشونو در آوردن و با بدن لخت سینه زدن طوری که اگه از بیرون یکی وارد میشد میگفت اینا دیگه چقدر عاشقن! ولی به محض اینکه مراسم تموم شد اومدن و سینه هاشونو به همدیکه نشون دادن تا بگن که سینه من بیشتر سرخ شده یا مال تو؟ نه واقعا اینه؟

به امید روزی که وقتی وارد مجلس عزای مولا و سرورمون میشیم ببینیم که مردم دارن از روی معرفت و شاخت حقیقی عزاداری میکنن و نه به خاطر خودنمایی و ریا.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386;ساعت 11:59 بعد از ظهر;  توسط مجید;  |