تبليغاتX
دین برتر


حتما شما هم دعوتین. دیدین وقتی ماها رو دعوت میکنن واسه یه عروسی یا تولدی یا چیزی از چند روز قبل حسابی تدارک میبینیم و به فکر میافتیم که چیکار بکنیم، چی بپوشیم و از این حرفا. حالا بازم دعوتیم و چند روزی بیشتر به این مهمونی بزرگ نمونده. البته واسه بعضیا از دیروز شروع شده. واسه بعضیا از امروز و بعضیای دیگه از فردا و بالاخره بعضیا از پس فردا شروع میشه. اینش زیاد مهم نیست. مهم اینه که چه طور وارد این مهمونی بزرگ میشیم. مهمونییی که میزبانش یه نفره و مهموناش نامعلوم. خداوکیلی دیگه کجا سراغ دارین که یکی شما رو واسه مهمونی دعوت کنه، بعدش هم بگه که حالا هر چی شما میگین همون بشه. ما که دیدیم میریم مهمونی و میزبان بعد یه چند روز دیگه آثار بی حوصلگی از حضور مداوم ما تو چهره اش فریاد میزنه که وقت رفتنه. اونوقت میزبان این مهمونی که میگم نه تنها از حضور ما خسته نمیشه و آروزی رفتن ما رو نمیکنه، بلکه وقتای دیگه هم میگه قدمتون سر چشم. هر وقت بیاین در بازه و هر چند نفر رو هم با خودتون بیارین مختارین و هر چی بیشتر بهتر. خلاصه هر چی از این مهمونی و میزبانش بگم میترسم نتونم حق مطلبو ادا کنم. آخه این مهمونی با اینکه در اصل یه میزبان داره ولی در کنار این میزبان چند نفر دیگه هم هستن که منتظرن با شنیدن اسمشون از لبای ما بیان و واسطه خیر بشن.

رمضان، این زیباترین ماه خدا، تو راهه. ماهی که هر چی بگم در موردش کمه. ماهی که درهای رحمت الهی به روی همه بنده ها بازتره. ماهی که شبایی درش هست که اگه قدر بدونیمشون و به بطالت هدرشون ندیم، هر چی بخوایم بدست میاریم. البته فقط جنبه تجاری قضیه رو در نظر نگیرین ها! ببینین تو این ماه خودتون چقدر به عبادت نیاز دارین. ببینین چقدر عبادت میتونه سبک و راحتتون کنه. ببینین اگه یه ماه کامل با خدا باشین و نه تنها از لحاظ شکمی که از لحاظ زبون و چشم و گوش و همه اعضای بدن روزه باشین، چه اثراتی در روح و روانتون داره. بعد از اون میتونیم به تجارتمون هم بپردازیم و از فرصت به دست اومده سوء استفاده کنیم و هر چی از خدا میخوایم، بهش بگیم و تا حاجت نگرفتیم کوتاه نیایم. آخه میدونین که ما بشر دو پا هر چی ازمون بگی برمیاد. یازده ماه خدا رو هر کاری دلمون میخواد میکنیم، چون به یه همچین ماهی امید داریم و میدونیم که خدا هم هیچ کسی رو دست خالی برنمیگردونه. آخه خدایی که ما میشناسیم خیلی مهربونه. خدایی که ما میشناسیم خدای شمشیر و اسلحه نیست. خدایی که ما میشناسیم حتی گناهکارترین بنده خودش رو هم میتونه یه شبه بهشتی کنه. اصلا خدایی که ما میشناسیم منتظر بهانه اییه تا ما رو راهی بهشت کنه و لی مگه ما میفهمیم. اینهمه مهربونی رو بعضیامون حتی تو این ماه ها که فرصتش رو داریم هم درک نمیکنیم. رمضان رو بفهمیم و غنیمت بشمریم لحظه لحظه این ماه پربرکت رو که اگه بفهمیم این ماه عزیز رو، هیچ وقت دوست نداریم که تموم بشه. همش از خدا میخوایم که ایکاش هر ماه رمضان باشه تا بتونیم خدای خودمونو اونجوری که باید و شاید بشناسیم.

عزیزان جان، شاید برای یه مدتی تو این ماه عزیز دیگه نتونم به اون صورت مطلب بنویسم و فعال باشم. پس پیشاپیش از همه شمایی که تو این مدت کم آشنایی من و مطالبمو تحمل کردین و با نظرات سازنده خودتون چراغ راهم بودین، التماس دعا دارم و امیدوارم به حق صاحب اصلی این ماه و بقیه میزبانای این ماه همه ما رستگار بشیم و مورد شفاعت محمد(ص) و علی(ع) آل طیبین و طاهرینشون قرار بگیریم.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386;ساعت 0:48 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

چند تا جمله قشنگ از همه جا:

ü   در دنیا دو چیز افسونم میکند: آبی دریا که میبینم و میدانم که نیست و خدا که نمیبینم ولی میدانم که هست.

ü   اگه تموم شب رو واسه از دست دادن خورسید گریه کنی، فرصت دیدن ستاره ها رو هم از دست میدی.

ü   خدایا اگر ما بد کنیم تو را بنده های خوب بسیار است، ولی اگر تو مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست.

ü   اگه یه روزی، یه جایی، یه وقتی احساس تنهایی کردی، بدون خدا این شرایط رو فراهم کرده تا باهاش حرف بزنی.

ü      بیا گناه کنیم، جایی که خدا نباشه.

ü   آرزوهات رو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه، خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری، آرزوی دیروزت بود.

ü   به یاد داشته باش کوتاهترین راه بین یک مسئله و راه حل آن، فاصله بین زانوهات تا زمینه. پس سجده کن. همیشه به خدا توکل کن.

ü   وقتی که دری بسته میشود، در دیگری باز میشود، ولی اغلب، ما مدت زیادی به آن در بسته خیره میشویم تا جایی که آن در باز را نمیبینیم.

و یه مطلب که باید به زبون انگلیسی نوشته بشه تا مفهوم واقعیش حفظ بشه، زحمت ترجمه هم با خودتون:

Listen and Silent are two words with same alphabets and are very important for friendship, because only a true friend can Listen you while you are Silent.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386;ساعت 0:28 قبل از ظهر;  توسط مجید;  |