تبليغاتX
دین برتر


حتما تا به حال برای شما هم پیش اومده که آف یا SMSهایی با این مضامین بهتون برسه: برای سلامتی امام زمان(عج) n تا صلوات بفرستید و این پیامو Send to all کنین یا به n نفر بفرستید تا خبرای خوبی بهتون برسه... و پیامهایی از این دست.

البته من با نفس عمل یعنی صلوات فرستان برای سلامتی امام زمان(عج) و کلا صلوات فرستان مخالف نیستم که هیچ خیلی هم با صلوات موافقم. فقط با قسمت دوم قضیه مشکل دارم. من خودم خیلی از این پیاما دریافت کردم ولی به هیچ کدوم از گفته هاشون در مورد فرستان برای بقیه وقعی نذاشتم. چون احساس میکنم که این کار به نوعی بازی با اعتقادات افراد ساده دله. در این مورد بخصوص من با مذهب اندیشه و تفکر موافقم. چرا که یه عده آدم صرفا با تحریک مردم بوسیله اعتقادات پاکشون میخوان خیلی چیزا رو از چشم یه عده بندازن. وقتی میگه اگه این کارو نکنی اله میشه و بله میشه، اونوقت یه عده آدم فکر میکنن که این امامای عزیز ما به صلوات ماها محتاجن و دیگه زیاد نمیشه بهشون اعتنا کرد. باید همه ما دست به دست هم جلوی این پدیده شوم رو بگیریم و از همه اونایی که همچین پیامایی رو برای ما میفرستن بخوایم که دیگه این کارو تکرار نکنن. این کار چیزی جز بازی با اعتقادات و مقدسات نیست. این کارا فقط دشمنای معلوم الحال ما رو شاد میکنه که با این کارامون داریم خودمونو مضحکه میکنیم.

القصه، ما میتونیم هر روز هزار تا صلوات به دلایل مختلف بفرستیم که گفتن باعث گیرایی بیشتر دعا میشه ولی دیگه نخوایم کسی به زور این کارو بکنه و خبرای خوب بهش میرسه و اگه نفرستی شاخ درمیاری و ...

حالا برای سلامتی آقا امام زمان و تعجیل در ظهورش هر چی میتونین صلوات بفرستین و اگه نتونستین نترسین که هیچ بلایی قرار نیست سرتون بیاد ولی اگه فرستادین دیگه خبرای خوشش رو من نمیتونم بگم که میرسه یا نه.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386;ساعت 0:12 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

در مواردی چند برخوردم به مطالبی که متاسفانه در مورد تعریف تشیع از حضرت علی(ع) سوء تفاهمهایی پیش اومده بود. بعضیا احساس میکنن که ما حضرت علی رو بد تعریف میکنیم و از او شخصی ضعیف میسازیم. برای اینکه شاید از اینگونه سوء تفاهمها پیش نیاد و حتی خودمون هم تعریف خوبی از اون حضرت داشته باشیم، نظر شما عزیزان رو ارجاع میدم به گزیده مطلبی با عنوان ((آری اینچنین بود برادر)) به طبع استاد و معلم شهید دکتر علی شریعتی. امیدوارم با خوندن این مطلب سوء تفاهمها از تعریف شیعه در مورد علی کاسته بشه. و اما مطلب:

... عجبا! این بود که بعد از پنج هزار سال مردی را یافتم که از خدا سخن میگفت اما نه برای خواجگان، برای بردگان. نیایش میکرد، نه همچون بودا که به "نیروانا" برسد یا نه همچون راهبان که مردم را بفریبند، یا نه همچون پارسایان که خود را به خود برسانن، نیایشی در آستان "الله" در آرزوی رستگاری "ناس".

مردی یافتم، مرد جهاد، مرد عدالت- عدالتی که اولین قربانی عدالت خشن و خشکش برادرش بود- مردی که همسرش همسر او بود و هم دختر آن پیام آور بزرگ، همچون خواهر من کار میکرد و رنج میبرد و محرومیت و گرسنگی را چون ما با پوست و جانش میچشید و میچشید، برادر.

مردی یافتم که دختر و پسرش وارث پرچم سرخی بودند که در طول تاریخ در دستان ما بود و پیشوایان ما. اینست که بعد از پنج هزار سال، از ترس آن معبدهایی که تو میشناسی و من، از ترس آن بناهای عظیمی که تو قربانیش شدی و من، و از ترس آن قدرتهای هولناکی که تو میدانی و من، به کنار این خانه گلین متروک و خاموش پناه آورده ام. یاران پیام آور از پیرامون خانه کنار رفته اند و تنهاست، همسرش تن به مرگ داده است، و خود در نخلستانهای بنی نجار تمامی رنجها و دردهای من و تو را، با خدایش میگرید. و من از ترس آن معابد هولناک و فصرهای هراس آور و آن گنجینه ها که همه با خون و رنج ما فراهم شد، به این خانه پناه می آورم و سر بر در این خانه متروک میگذارم و غم قرن ها را زار میگریم.

برادر، او و همه کسانی که به او وفادار ماندند از تبار و نژاد ما رنجیده ها بودند و او برای اولین بار زیبایی سخن را نه برای توجیه محرومیت ما و برخورداری قدرتها، بلکه برای نجات و آگاهی ما بکار گرفت. او بهتر از "دموستس" سخن میگوید اما نه برای احقاق حق خویش، او بهتر از "بوسوئه خطیب" سخن میگوید، اما نه در دربار لویی، بلکه پیشاپیش ستمدیدگان، بر سر قدرتمندان است که فریاد میکشد. او شمشیرش را نه برای دفاع از خود و خانواده و نژاد و ملت خود و نه برای دفاع از قدرتهای بزرگ بلکه بهتر از "اسپارتاکوس" و صمیمیتر از او برای نجات ما در همه صحنه هاست که از نیام بیرون پرانده است.

او بهتر از سقراط می اندیشد، اما نه برای اثبات فضائل اخلاقی اشرافیتی که بردگان از آن محرومند، بلکه برای اثبات ارزشهای انسانی یی که در ما بیشتر است. زیرا او وارث قارونها و فرعونها و موبدان نیست. او خود نه محراب دارد و نه مسجد، او قربانی محراب است.

او مظهر عدالت و مظهر تفکر است، اما نه در گوشه کتابخانه ها و مدرسه ها و آکادمیها، و نه در سلسله علمای تر و تمیز در طاقچه نشسته که از شدت تفکر عمیق! از سرنوشت مردم و رنج خلق و گرسنگی توده بی خبرند، او در همان حال که در اوج آسمانها پرواز میکند، ناله کودک یتیمی تمام اندامش را مشتعل میکند.

او در همان حال که در محراب عبادت، رنج تن و نیش خنجر را فراموش میکند، به خاطر ظلمی که بر یک زن یهودی رفته است، فریاد میزند که: اگر کسی از این ننگ بمیرد قابل سرزنش نیست.

او، برادر، مرد شعر و زیبایی سخن است ...

آری برادران و خواهران خوبم، اینه علی ما. نه اون چیزی که به ما نسبتش میدن.

یا حق    

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386;ساعت 0:54 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

خواهش میکنم قبل از خوندن این مطلب اول یه سری به قسمت نظرات مطلب قبلی بزنین تا متوجه بشین که این مطلب برای چی نوشته شده.

روی صحبتم با برادر عزیزیه که گویا خارج از ایران و در مهد دموکراسی(این روزا بیشتر) یعنی آمریکا زندگی میکنن. دوست گرامی، اولا از اینکه نظرت رو بی پرده نوشتی ممنونم. ولی میخوام نظر مبارک رو به چند تا موضوع جلب کنم.

من با اصل تفکر و اندیشه موفقم و اصلا منکر نقش اندیشه تو زندگی بشر نیستم ولی باید قبول کنیم که بعضی چیزا هستن که از دنیای مادی و فیزیکی خارج میشن بیشتر به متافیزیک ربط پیدا میکنن. اینجاس که دیگه هر چقدر هم که تفکر و اندیشه با دلیل و برهان باشه، نمیتونه به سادگی توجیهی برای مسئله پیدا کنه. من بعد از خوندن نظرت و مطالعه گذرای وبلاگت متوجه شدم که یا تو اصلا تو ایران زندگی نکردی و یا تو سالهایی که خارج بودی بقدری غرق در ظواهر و زرق و برق دنیای غرب شدی که دیگه یادت نیست بعضی چیزا برای ما فقط واژه یا عبارت نیستن. اونا رو بهشون میگیم مقدسات و به هر کسی هم اجازه توهین نمیدیم. امیدوارم واژه مقدسات از دیکشنری ذهنت پاک نشده باشه. مقدسات چیزایی هستن که در خیلی موارد با عقل جستجوگر هم نمیتونیم براشون توجیه پیدا کنیم. نه اینکه توجیه ناشدنی باشن، ما نمیتونیم چون عظمتشون زیاده. من قبلا هم گفتم، با چشم خودم کودکی رو دیدم که همسایه خودمون بود و از دو پا فلج. تمام پزشکا هم ازش قطع امید کرده بودن. پرونده های پزشکیش که به زبانهای مختلف وجود داشت تایید کننده این بود که علم پزشکی هیچ کاری برای درمان این کودک نمیتونه انجام بده. ولی همین کودکو دیدم که جلو دسته عزاداری امام حسین(ع) رو پای خودش ایستاد و راه رفت. این رو عقل ناقص بشری یا اون روشنفکرایی که متاسفانه تاثیر اندیشه های مخربشون داره روز به روز ذهن جوونای ما رو تسخیر میکنه، چطور میتونه توجیه کنه. نمیدونم به چه دین و آیینی هستی. شاید برداشت من از مطالبت اشتباه باشه ولی برداشت من این بود که دین بی دینی! کاش برداشت من اشتباه باشه ولی اگه اشتباه هم کرده باشم مطمئنم که دین تو از جنس ادیان شناخته شده بشری نیست. دین تو فقط به تفکر انسان بها میده اون هم فقط تو حوزه دنیای مادی. هم چیز در این آیین با سنگ محک اندیشه مادی بشر سنجیده میشه و جایی برای معنویات نمیمونه. از جنگ پیامبر صحبت کرده بودی. مگه من گفتم که پیامبر هیچ جنگ و غزوه ای نداشته؟ فقط گفتم دین ما این اجازه رو به کسی نمیده که به خاطر جاه طلبی و کشورگشایی به دیگران حمله کنه. پیامبر ما هم آورنده این دین برتره. گفتم که همه با هم یکی نیستن. ما نمیتونیم یزید(لعنه الله علیه) رو با امام حسین(ع) که از قضا هر دو تاشون هم مسلمون بودن با هم همتراز بدونیم. این کجا و آن کجا؟!!!

ببخشید که صحبت به درازا کشید. من نمیخوام در این موارد بحثایی بکنم که میدونم نتیجه نداره(نرود میخ آهنین در سنگ) ولی خب چون از اول ایجاد این وبلاگ قرار بود حرفای دلمو بزنم نخواستم عهد خودمو با خودم بشکنم.بر اساس آیه قرآن: خدا هر کس را بخواهد هدایت میکند و هر کس را بخواهد گمراه میسازد. و ما میدونیم که خداوند بر همه چیز قادر است و هیچ کارش بی حکمت نیست. از ما گفتن.

یا حق 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386;ساعت 2:28 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

تو یکی از پستهای قبلی در مورد مسیحی شدن یه مسلمون(!!!!!!) با شما عزیزان صحبت کردم. خواستم تا یه ریزه دیگه به این مطلب بپردازم. اینجوری که من بعد از خوندن مطلب این آقا دستگیرم شد، گویا رفتار بندگان خدا(حالا هر کس که باشه زیاد مهم نیست) باعث این تصمیم گیری شده و بعد از تغییر دین این آقا اسلام رو به عنوان یه دین ستیزه جو معرفی کرده.

اولا، اگه یه نفر کوچکترین شناختی از اسلام داشته باشه میدونه که پیامبری که این دین رو معرفی کرده به عنوان پیامبر رحمت معروفه که به این مورد حتی در قرآن هم اشاره شده، پس کسی که به عنوان رحیم معرفی شده نمیتونه آدم جنگ افروزی باشه. نمیگیم که مسلمونا اصلا جنگ نکردن ولی تمام اونا جنبه دفاع و حفظ دین داشته که البته از اوجب واجبات به حساب میاد. مگه مسیحیا تا حالا هیچ جنگی انجام ندادن یا پیروان ادیان دیگه؟ پس با این تعبیر کلیه ادیان خونریز هستن و آدم اصلا دین نداشته باشه بهتره! مگه همین رییس جمهور عاقل و بالغ و هوشمند(به ادعای بعضیا) آمریکا خودشو یه مسیحی دوآتیشه نمیدونه؟ پس چطور چند ساله داره خون مردم بی گناه رو تو شیشه میکنه؟

مسئله بعدی اینکه ما باید دقت کنیم رفتار هر کسی نشون دهنده نیاتش نیست. مثلا، در صدر اسلام انسانهایی بودن که خودشونو مسلمون معرفی میکردن. یه عده که خب اعوان و انصار پیامبر بودن و آدمایی بودن مثل حضرت علی(ع) که تکلیفشون معلومه و هنوز که هنوزه اسوه و الگو هستن، ولی یه عده بودن مثل معاویه و عمروعاص و یزید و ... که در ظاهر مسلمون بودن ولی رگ و پی اسلامو داشتن اساسی نابود میکردن. دست به قتل اولاد پیغمبر هم که زدن. حالا ما باید بیایم و درست بچسبیم از اینا؟ خب اگه راست میگی برو ببین پیامبر کی بود، علی کی بود، فاطمه کی بود، حسن و حسین و سجاد و ... کی بودن. چرا میای و فقط معاویه ها رو میبینی؟ عمروعاص و یزیدها رو میبینی؟

من که میگم این آقا نه تنها در مورد اسلام کوچکترین تحقیقی نکرده بلکه اومده و هر مزخرفی که هر کس و ناکسی در مورد اسلام گفته به گوش جان قبول کرده و شده اینی که الان هست. اصلا قبلا هم گفتم اگه مسیحی و یهودی و ... هم درست دینشونو بشناسن و دقیق مطالعه کنن و بی تعصب فکر کنن به طور قطع و یقین میان مسلمون میشن چه برسه به ما که داریم تو این دریای بزرگ شنا میکنیم و مثل ماهی قدر آب رو نمیشناسیم.

در آخر فقط به حق همین شب و روزای عزیز یه آرزو و دعا دارم که آقامون که همه منتظرشیم و دیگه داره طاقتمون طاق میشه بیاد و ما رو نجات بده از این همه جهلی که اطرافمونو گرفته. پس با هم میگیم: مهدی جان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد.

عمریست که از حضور او جا ماندیم

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر ماست که ما برگردیم

ماییم که در غیبت کبری ماندیم

این عید بزرگ رو دوباره به همه تبریک میگم.

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386;ساعت 0:47 قبل از ظهر;  توسط مجید;  |