تبليغاتX
دین برتر


بازم مثل اینکه من نتونستم منظورمو خوب برسونم. تو قسمت نظرات باز همون دوست قبلی(با عنوان به توچه) نظر داده بودن که به تو چه که تو بحث شیعه و سنی دخالت میکنی. حالا اینکه این عزیز چه دین و مذهبی داره به من ربطی نداره. من همونطور که تو اون مطلبم نوشتم با این جور بحثا به شدت مخالفم. ایکاش این دوست خوبم اول مطالب رو میخوند و بعد نظرات همراه با کلمات بسیار محبت آمیزشون رو نثار بنده میکردن و منو تهدید به هک کردن وبلاگم میکردن. شما اگه از مطلبی خوشتون نمیاد میتونین نخونین(برای چندمین بار) یا اگه خوندین نظر ندین یا اگه نظر دادین مودب باشین یا اگه اینم نمیتونین به این مطلب فکر کنین که نظر هر کسی برای خودش محترمه و همونطور که نظر تو برای خودت محترمه حتما نظر دیگران هم برای خودشون مهمه. عزیزم اگه مسلمونی حالا با هر گرایشی باید بدونی که این از اخلاق اسلامی به دوره. لا اقل اگه میخوای نظر بدی از کلماتی استفاده نکن که من مجبور به پاک کردن این نظرات بشم. خدا شاهده که من جاضر به آزار هیچ کس نیستم حتی با حرفام. حالا ای دوست عزیز اگه فکر میکنی حرفای من در مورد شیعه و سنی اذیتت میکنه برو وبلاگهایی رو ببین که در برابر اونا من هیچی نگفتم.

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386;ساعت 0:28 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

دیروز پریریروزا یه فیلمی از تلویزیون پخش میشد که به مناسبت سالروز بازگشت آزاده ها به میهن بود. اسم فیلم بازگشت پرستوها بود. البته همه ما یه جورایی یادمونه که اون روزا مردم چه حال و هوایی داشتن. خب، موضوع صحبت من در مورد بازگشت آزاده ها یا نقد این فیلم نیست. تو چند جای این فیلم یه حرفی زده شد که بدجوری به دل من نشست. مظمون حرف این بود که: دشمن ماهیتش مشخصه و میدونیم که هیچ دوستی با ما نداره که اگه داشت دیگه جنگ مفهومی نداشت ولی دوستایی هستن که از صد تا دشمن خطرناکترن. چون اینا دیگه دشمن نیستن و مثلا با آدم دوستن ولی به موقع خودش همچین زیر پاتو خالی میکنن که نفهمی از کجا خوردی. واقعیتش هم همینه. ما وقتی میگیم ضد انقلاب یا ضد نظام خب هویتش مشخصه. این آدم دشمنه و هر جوری که به فکرش برسه میخواد یه ضربه ای به این مملکت بزنه و این همون جریان که میگه اقتضای طبیعتش اینه. حالا ما میایم و اسم اونا رو میذاریم منافق. ولی به معنی این کلمه اصلا دقت نمیکنیم. منافق یعنی دورو، یعنی کسی که در ظاهر یه چیزی میگه و در عمل یه کار دیگه میکنه. ولی این آدما حرف و عملشون معلومه(دشمنی با نظام جمهوری اسلامی). نه من مخالف اطلاق کلمه منافق به این افرادم. البته نه اینکه با کارشون موافق باشم ها،نه. با این کلمه مشکل دارم. ما الان تو جامعه خودمون کم نداریم کسایی رو که وقتی باهاشون حرف میزنی چنان در مورد آرمانهای مقدس نظام و دفاع از اونا دم میزنن که میگی دیگه از این آدم بهتر پیدا نمیشه و این همون آدمیه که جونشو واسه نظام میده. ولی در خفا میاد و به قول معروف زیرآب نظامو میزنه و از داخل داغون میکنه. حالا خودتون قضاوت کنین؛ این آدم منافقه یا اونایی که از اول گفتن که آقا ما دشمن این نظامیم. سر صحبتم بیشتر با اون آدماییه که از 2 سالگی عضو بسیج میشن و در ظاهر پیرو ولایت فقیه هستن ولی در باطن دارن واسه همین ولایت فقیه اسم بد درمیارن. اونا نمیدونن که بسیج چه واژه مقدسی بود(بله بود!!!) که این آدما به لجن کشیدنش. بسیجی باید حرف و زبونش یکی باشه. بسیجی باید افتخار کنه به بسیجی بودنش چون ین یعنی پیرو علی بودن. نه اینکه وقتی پاشو از تو پایگاه گذاشت بیرون دیگه همه چی رو فراموش کنه و پا بذاره رو همه حرفایی که تو مسجد میزده. منافق اونا هستن نه کسایی که از اول هدفشونو(هر چند غلط) تعیین کردن و به این هدف اشتباه ایمان دارن. ما در زبون مسلمونیم ولی در عمل .... خجالت میکشم بگم. میدونین بهترین راه برای تبلیغ دین عمل کردن به اونه تا دیگران به عینه با ظاهر و باطن دین آشنا بشن. که ما از این عمل بی بهره یا کم بهره هستیم. از خدا میخوام ما رو به دینی که دنیا داره الان به اون گرایش پیدا میکنه و ما مدعی اون هستیم بیشتر آشنا کنه و ما رو دوست واقعی دین و میهنمون قرار بده.

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386;ساعت 0:13 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

حتما میدونین تو چه روزا و شبایی هستیم. خدایی دیگه ما از خدا چی میتونیم بخوایم؟ الان داریم روزا و شبایی رو سپری میکنیم که هر لحظه اون پر از لطف خدای متعاله. البته همه روزای خدا قشنگ و پر از لطفه اگه به این اعتقاد داشته باشیم که هر روز ما عاشورا و هر جایی که پا میذاریم کربلاس. پس همه روزای ما و همه جایی که زندگی میکنیم بهترین روزای خدا و بهترین جاهای زندگیمونه. ولی خب بعضی روزا و بعضی وقتا درای آسمون بیشتر به روی ماها باز میشه. خداوکیلی تو ماهی که پر از عیدای مبارک و میمونه، تو ماهی که گفتن اگه کسی یه روز از کل این ماه رو روزه بگیره دیگه آتیش جهنم براش حروم میشه، ماهی که دعا و عبادت در اون خیلی ثواب داره، خب یه ریزه بهتر از بقیه میتونه باشه. تو این ماه تا اونجا که میتونین دعا کنین و تو روایات هست که بهترین دعا تو این ماه استغفار به درگاه خداست. حتی گفته شده در روز 70 مرتبه استغفار کنین تا در پایان این ماه تمام گناهانتون مورد غفران الهی قرار بگیره. میگن ماه شعبان ماه پیغمبر رحمت، حضرت محمد مصطفی(ص) و ماه رحمته. بیاین از فرصتی که در دست داریم به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و یه کمی خودمونو بسازیم. دیدین معتادا هر چی دم دستشون میرسه میفروشن تا به اصطلاح خودشونو بسازن. ما هم الان بدون اینکه مجبور باشیم چیزی رو بفروشیم میتونیم حسابی خودمونو بسازیم و کلی با این ایام میمون و مبارک حال کنیم. پس خدایی دوست دارم تو این ماه عزیز هر چی که حال میکنین و هر چقدر که با معشوق ازلی و ابدی عشقبازی میکنین ما رو هم از دعاهای خیرتون بی بهره نذارین. مطمئن باشین که اگه با خلوص نیت با خدای خودتون حال کنین دیگه هیچ غم و غصه ای تو دلتون نمیمونه. خدا رو به خاطر لطفهایی که شب و روز در حق ما میکنه شاکریم.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386;ساعت 0:14 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

بازم مجبور شدم تذکر بدم. آخه عزیز دل برادر چرا اوقات خودتو تلخ میکنی و فحش و فضیحت بار آدم میکنی؟ خب دوست نداری نخون. چرا برای خودت گناه میخری؟ آخه مگه این حرفا رو ننویسی روز مبارک شب نمیشه؟ خب فکر کن اگه یه کم مودب باشی آسمون خدا به زمینش میچسبه؟ برادر یا خواهر گرامی که این حرفا رو مینویسی که من مجبور میشم پاکشون کنم تو رو به هر چی که بهش اعتقاد داری اگه از مطالب این وبلاگ خوشت نمیاد، اصلا نخون ولی دیگه دهن مبارک رو به حرفای زشت آلوده نکن.

این یکیش، یکی هم اینکه تو مطلب مربوط به شیعه و سنی من نوشتم برادرای عزیز که به این وسیله تصحیح کرده و میگم برادرا و خواهرای عزیز تا هر کی که نظری داره بنویسه.

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386;ساعت 0:45 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

نمیدونم بگم جاتون خالی یا نه؟ امشب یه حرفایی شنیدم که دود از سرم بلند شد. البته همه به نوعی داریم این امر رو در تمام امور روزمره خودمون میبینیم. منظورم کلاهبرداری برای به دست آوردن پوله. میدونین چی شنیدم؟ اینکه آدم به هر نحوی میتونه پول دربیاره و هیچ مهم نیست که این پول از کجا بدست میاد. البته شاید خیلی از شما هم این حرف رو شنیده باشین. خدایا، ما داریم به کجا میریم. اسم کلاهبرداری و مال مردم خوری رو میذاریم زرنگی و درایت. پول برای ما شده همه چیز؛ زندگیمون، زن و بچه و فامیلمون و تو بعضی از موارد میبینیم که پول اومده و نعوذبالله جای خدا رو هم گرفته. میدونم که به این مسئله فکر کردین که ریشه همه این مشکلات کجاس؟ همه این مشکلات ما ریشه در فراموشی ذاتی بشر داره. بشر امروز فقط وقتی یاد مرگ میفته که تو مراسم تشعیع جنازه یه نفر شرکت میکنه یه برای فاتحه خوندن، روز پنجشنبه سر مزار آشناهامون میریم که البته بلافاصله بعد از خارج شدن از قبرستون همه چی یادمون میره. خب البته فراموشی در بعضی موارد یه نعمت بزرگ الهی به حساب میاد ولی تو این یه مورد تبدیل شده به یه مشکل اساسی. بابا عزیز من، عمر نوحم که داشته باشی بالاخره یه روز مجبوری این دنیا رو ترک کنی. خب اگه اعتقادی به سوال جواب اونور نداری که هیچ. تکلیفت معلومه. ولی اگه به اون دنیا معتقدی باید اینم بدونی که اونی که اونجا منتظرته دیگه پول و رشوه قبول نمیکنه تا رو گناهات قلم عفو بکشه. گیرم با کلاهبرداری و مال مردم خوری تو این دنیا یه زندگی(از دید بعضیا) حسابی و توپ ساختی و کلی هم مغازه و کارخونه علم کردی و به فرض محال هم که تونستی همه اینا رو با خودت ببری اون دنیا. فکر میکنی که اونجا هم میتونی کلاه کسی رو برداری و واسه خودت تو بهشت خدا یه جایی دست و پا کنی؟ اگه فکر میکنی میتونی بسم الله. بعد از موت یه سری هم به خواب ما بیا بگو من تونستم تو هم این کارو بکن. ولی میدونی که نمیتونی و باز به کارای خودت ادامه میدی؟ بابا تو دیگه کی هستی. روی صحبتم با نوع بشره که حتی ممکنه یه روز خدای نکرده خودمم یه همچین آدمی بشم.

نتیجه اخلاقی اینکه: ما با هر روشی هم که پول دربیاریم باید فکر اون دنیا هم باشیم که باید به کسی جواب پس بدیم که دیگه به همین راحتی زبونمون واسش دراز نیست.

یا حق 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386;ساعت 0:13 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

به دلیل تذکر به جای یه دوست خوب ترجیح دادم قالب وبلاگ رو تغییر بدم تا یه کمی از این سیاهی بیرون بیاد. امیدوارم مقبول بیفتد.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386;ساعت 1:2 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

این شعر مال یکی از دوستای خیلی خیلی باحالمه. البته شاید واژه برادر مناسبتر باشه. و اما شعر:

بتاب ای آفتاب پشت ابری

که در دلها نمانده هیچ صبری

بتابان نور خود را در دل ما

که چون شبها خموش این منزل ما

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386;ساعت 1:10 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

امشب شب میلاد سرور و مولامون حضرت امام حسین(ع) رو پشت سر گذاشتیم و رسیدیم به سالروز میلاد بزرگترین پرچمدار عالم، پرچمدار کربلا، حضرت ابوالفضل العباس(ع)، و تازه فردا هم سالروز میلاد یادگار کربلا، حضرت امام زین العابدین(ع). این همه عید پشت سر هم چه حالی میده. امیدوارم تو این شبا و روزا که دعا بدجور گیرایی داره ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارین.

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386;ساعت 0:54 قبل از ظهر;  توسط مجید;  |