تبليغاتX
دین برتر


خواستم بگم(البته شاید برای خیلیا مهم نباشه ولی واسه بعضیا که میخونن) من یه هفته ای نیستم و نمستونم آپ کنم. پس تا بعد فعلا خدا نگهدارتون باشه.

یاحق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386;ساعت 1:7 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

راستش هر چقدر که این عید بزرگ رو تبریک بگیم بازم نمیتونیم حق مطلب رو اونجوری که هست به جا بیاریم.

شبی که جبرییل به اذن خدا بر محمد فرود آمد و از او خواست تا با نام پروردگارش بخواند، همان خالقی که انسان را از خون بسته آفرید، چه گذشت بر پیامبر؟ فقط خدا میداند و بس. آنشب محمد با حالی دگرگون از کوه به زیر می آمد و مدتها همچنان در بهت و حیرت اتفاق افتاده بود. هر شخصی به راحتی از سیمای پیامبر به جوشش داخلی او پی میبرد و پس از آن بود که محمد به یارانش فرمود از امروز در آشکارا و در انظار عموم این برترین دین خداوند را به جهانیایان نشان خواهیم داد تا همه بدانند که اسلام یعنی چه.

 

از اون روز تا به امروز بیش از ده قرن گذشته و تو این ده قرن چه ها بر این اسلام و مسلمانان نرسیده. از توهین و تحقیر و شکنجه تا هتک حرمت مقدسات مسلمین. اما بیاین با خودمون روراست باشیم. همچین خودمون کم مقصر نیستیم. انقدر افتادیم به جون هم و از اون چیزی که پیامبر بهمون معرفی کرد دور شدیم که دیگه هر کس و ناکسی به خودش اجازه داد تا به هر راهی که بلده به ما و مقدسات ما تعرض کنه. همه خوب میدونین که دلم از کجا میسوزه. نمیدونم چرا هر چی میخوام بی خیال این مطلب بشم نمیتونم. ولی امیدوارم دیگه این آخرین باری باشه که این موضوع رو پیش کشیدم. بابا پیامبر ما پیامبر رحمت بود نه پیامبر جنگ. حالا یه عده بلافاصله بعد از رحلتش حرمتش رو شکستن بمونه واسه روز قیامت که دادگر اصلی به این ماجرا به نحو احسن رسیدگی میکنه. به ما چه. ما سرمون به کار خودمون باشه و کلاه خودمونو دو دستی بچسبیم شاهکاره. خلاصه جونم براتون بگه این دعوا ها نه تنها هیچ گرهی از مشکلات ما وا نمیکنه که بیشتر گره های کور ایجاد میکنه.

 

پس تو این شب عید از خدای خودمون میخوام که به این یه خواسته ما جامه عمل بپوشونه که همه خواسته های ما تو این یه خواسته خلاصه میشه:

بیا مهدی شب هجران سحر کن

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386;ساعت 0:47 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

مبعث

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386;ساعت 0:45 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

داریم به روزی نزدیک میشیم که یه عید بزرگ واسه همه ما مسلموناس. حال فرقی نداره شیعه باشیم یا سنی. اولا پیشاپیش عید بزرگ مبعث حضرت ختمی مرتبت، پیامبر رحمت و عطوفت، حضرت محمد مصطفی(ص) رو خدمت همه مسلمونای عالم تبریک میگم. بعدش هم یه مسئله ای که چند وقته داره آزارم میده و قبلا هم در موردش نوشتم رو دوباره مطرح کنم.

بحثم رو با چند تا سوال شروع میکنم. آیا همه ما چه شیعه و چه سنی به این اعتقاد داریم که در این دنیا هر چیزی به غیر از وجود لایزال حضرت حق نسبیه و فقط اون وجود مبارکه که مطلقه؟ آیا با اعتقاد به این موضوع بازم خیلی سفت و محکم سر عقایدمون هستیم و یه ریزه هم کوتاه نمی آیم؟اگه اولی چرا دومی و اگه دومی چرا اولی؟ برادر من همه ما ممکنه اشتباه کنیم. مگه کسی مطلق میتونه ادعا کنه که تفسیرش از آیات قرآن عین واقیته؟ اگه اینطوری بود که دیگه حکمت خدا هم میرفت زیر سوال(نعوذ بالله). اونوقت هر کسی میشد یه پیغمبر و وضع دنیا دیگه اینجوری نبود که میبینیم. هر روز جنگ و خونریزی و کشتن آدمایی که بعضیاشون بچه هایی هستن که لقب معصوم برازنده اوناس.

عزیزم حالا من اعتقاد دارم که امامای من معصوم هستن و برای این گفته خودم هم دلایلی دارم که میدونم هر چی دلیل هم پشت سر هم ردیف کنم بازم شما از حرف خودتون بر نمیگردین که آیه تطهیر در مورد زنان پیامبره و نه اشخاصی که ما بهشون اعتقاد داریم. حالا تو نمیخوای قبول کنی میل خودته. ولی دیگه این وسط حق نداری توهین کنی. هر چی از ذهن مبارک خارج میشه یه راست میره روی زبونتون و نثار کسایی میکنین که ما بهشون اعتقاد داریم. اگه شما چشمتون رو خیلی چیزا میتونین ببندین در عوض ما چیزایی رو که میبینیم به راحتی نمیتونیم فراموش کنیم. ما نمیتونیم فراموش کنیم اون افراد فلجی رو که جلوی دسته های سینه زنی اباعبدالله پا شدن و رو پای خودشون راه رفتن. ما دیدم کسایی رو که تو حرم امام رضا(ع) از رو ویلچر بلند شدن و با پای خودشون از حرم خارج شدن. البته منکر این نیستیم که اینا همه کار خداس ولی به این اعتقاد داریم که خدا حرف این عزیزان رو بیشتر و راحتتر قبول میکنه. صفای دل و اخلاص هم که هست. یا اون مریض فلجی که امام غایب رو تو جمکران به خواب میبینه که ازش میخواد بلند شه و راه بره و وقتی بلند میشه میبینه که رو پاهای خودشه. حالا یه عده موضع میگیرن و بازم لب به ناسزا باز میکنن که این امامای شما هنری به غیر از شفای فلجای شیعه رو ندارن؟ باید بگم که این فقط یه ریزه از یه اقیانوس بزرگه که هر چی بیشتر داخلش بشی بیشتر احساس سبکی میکنی. مگه نشنیدین جریان اون خانواده سنی رو تو عراق که وقتی همه دکترا بچه خردسالشونو جواب کردن به توصیه یه شیعه رفتن و دست به دامان حضرت عباس و امام حسین(ع) شدن و بعد از اینکه شفای بچه شونو گرفتن نه تنها شیعه شدن بلکه تعمیر یه قسمت از حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) رو هم متقبل شدن. حالا شما هی بگین دروغه. خدا رو چه دیدی، شایدم زد و حرفای شما درست از آب در اومد ولی ما لااقل الان کسی رو داریم که منتظرش باشیم و غروبای جمعه رو با یادش و حسرت نیومدنش سپری کنیم. همون کسی که شما با کمال ... می گین رفته قایم شده.

شایدم این جمعه بیاد و با طنین صدای عالمگیرش همه رو خبر کنه که:

الا یا اهل العالم قد ظهر مهدی ال محمد فتبعوا له

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386;ساعت 0:37 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

سالروز شهادت هفتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، آنکه خشم خود را فرو می خورد، حضرت امام موسی کاظم(ع) را بر تمام شیعیان واقیش تسلیت عرض میکنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386;ساعت 11:59 بعد از ظهر;  توسط مجید;  | 

راستش چون فکر کردم که اون یکی قالب خیلی شلوغ پلوغ بود خواستم تا یه ساده ترشو انتخاب کنم. حالا نمیدونم چقدر بهتر شد یا بدتر.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386;ساعت 0:36 قبل از ظهر;  توسط مجید;  | 

خدایا اگر ما بد کنیم تو را بنده های خوب بسیار است

اما

اگر تو مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386;ساعت 0:6 قبل از ظهر;  توسط مجید;  |